کال گراف

می رسانندمان روزی...

.

.

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعروگرافی» ثبت شده است

هر که را صبح شهادت نیست

شام مرگ هست

ای خوش آن روز... ای خوش آن روز...

الی متی احار فیک...

دم افطار که بی‌تاب‌تر و تشنه‌ترم

می‌شوم غرق علمدار...عمو...آب...حرم...

لباس سال نو ام را سیاه خواهم دوخت

که سین اولم امسال سوگ فاطمه است

لباس سال نو

من ترک چایی کرده بودم سالیانی

موکب به موکب اربعین، چایی‌خورم کرد...

چای اربعین

پیامکی از برادر عزیزم سید علی اصغر علوی (+ + +)

به اشک چله گرفتم که غرق غم باشم

دعا کنید که من اربعین حرم باشم

دعاکنید...

دعا کنید...

تنهاترین! به ذکر مصیبت چه حاجت است؟

ما را نسیم نام تو دیوانه می‌کند...

نسیم نام تو...

یعنی می‌شود امشب صبح نشود...

مکن ای صبح طلوع

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد

میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

رقص زلفت سر نی دیدم و با خود گفتم

بین هفتاد و دو سر کاش سری بود مرا

کاش سری بود مرا...

کاش...

کاش سری بود مرا...